تبليغاتX
هوادار تراكتورسازي تبريز



جان عزیز است

جان عزیز است

به هر بی سرو پائی ندهم

به نام آنکه یاد داد تا یاد کنیم یاد یاران از یاد رفته را

سلام

 پیر مدی در مینه سوتا زندگی می کرد . او می خواست مزرعه سیب زمینی اش راشخم بزند اما این کار خیلی سختی بود .
تنها پسرش که می توانست به او کمک کند در زندان بود .
پیرمرد نامه ای برای پسرش نوشت و وضعیت را برای او توضیح داد :
پسرعزیزم من حال خوشی ندارم چون امسال نخواهم توانست سیب زمینی بکارم .
من نمی خواهم این مزرعه را از دست بدهم، چون مادرت همیشه زمان کاشت محصول را دوست داشت. من برای کار مزرعه خیلی پیر شده ام. اگر تو اینجا بودی تمام مشکلات من حل می شد.
من می دانم که اگر تو اینجا بودی مزرعه را برای من شخم می زدی .
دوستدار تو پدر
پیرمرد این تلگراف را دریافت کرد :
پدر, به خاطر خدا مزرعه را شخم نزن , من آنجا اسلحه پنهان کرده ام
صبح فردا 12 نفر از مأموران و افسران پلیس محلی دیده شدند , و تمام مزرعه را شخم زدند بدون اینکه اسلحه ای پیدا کنند .
پیرمرد بهت زده نامه دیگری به پسرش نوشت و به او گفت که چه اتفاقی افتاده و می خواهد چه کند ؟
پسرش پاسخ داد : پدر برو و سیب زمینی هایت را بکار، این بهترین کاری بود که از اینجا می توانستم برایت انجام بدهم .
نتیجه اخلاقی :
هیچ مانعی در دنیا وجود ندارد . اگر شما از اعماق قلبتان تصمیم به انجام کاری بگیرید می توانید آن را انجام بدهید .

              

سلام دوستای عزیز و مهربون بعد از حدود سه ماه اومدم پیشتون اون هم با داستان آموزنده به عنوان اولین آپ سال ۸۷ امیدوارم از خوندنش لذت رو برده باشید من که خودم وقتی خوندم کلی لذت بردم

تا یادم نرفته ایام فاطمیه شهادت حضرت فاطمه زهرا(س) رو به همه شما تسلیت می گم.

 

۱۴ خرداد هم سالگرد رحلت پیر جماران،رهبر عزیزمون امام خمینی(ره) و ۱۵ خرداد قیام خونین رو به همتون تسلیت عرض می کنم

  

پیشاپیش از حضورتون نهایت تشکر و قدردانی رو دارم

دوستدارتون

------*دختر آرام مهتاب*-----

+ نوشته شده در جمعه دهم خرداد 1387ساعت 15:37 توسط دامون ، دختر آرام مهتاب |