با سلام به همه دوستان عزیز مرسی از اینکه با حضور گرمتون به وبلاگ سرد و بی روح جون می دین از همه شما متشکرم در محرم سینه ها غرق ملالی دیگر است هرچه داریم از شیر زن کربلا داریم ما پس بیاید جان و دل را عاشورایی کنیم در عزای عزیز زهرا(س) سوگواری کنیم
جاری از چل چشمه دلها زلالی دیگر است
با حلولش برنخیزد جز فغان از عاشقان
طاق ابروی محرم را هلالی دیگر است
بس که لحظه لحظه هایش سرخ و عاشورایی است
سیر شیون کردنش امر محالی دیگر است
لحظه ای با لحظه هایش اشک حرمان ریختن
نیست ناممکن ولی محتاج حالی دیگر است
ماتمش اطفال را سازد چو زالان سوگوار
در غمش هر شیرخواری شیر زالی دیگر است
چند روزی با علم نی اسبها را هی کنند
کودکان را در محرم قیل و قالی دیگر است
هیچ کس چون ما نگیرد ماتم این ماه را
با محرم شیعیان را اتصالی دیگر است
تشنه یک سینه ی سیرم، مرا بسمل کنید
بال بال مرغ بسمل، بال بالی دیگر است
عزتی گرهست جز" هیهات منَ الذِله" نیست
درس عشق آموختن کسب کمالی دیگر است
هرچه داریم از حسین(ع) و عشق او داریم ما
هرچه داریم از ابولفضل(ع) با وفا داریم ما
+ نوشته شده در جمعه بیست و نهم دی 1385ساعت 23:39 توسط دامون ، دختر آرام مهتاب |
با سلام به همگی دوستان
دو سه تا مطلب مهم داشتم که می خوام بهتون بگم ۱) هفته آینده سالروز وفات خواننده محبوب میلیونها ایرانی بزرگ زن آواز ایران هایده است (روحش شاد و روانش پاک باد) ۲) این آخرین شعر عاشقی من تو سال ۱۳۸۵ چون می خوام واسه ماه محرم و صفر یه تغییری تو مطالب وبلاگ بدم ۳)از دوستانی که به سوال آپ قبلیم جواب ندادن خواهش می کنم اگه ممکنه جواب بدین 

سر به سنگ می زدم فریاد خوان
پاسخم آمد شکست استخوان
سنگ سنگین دل چه می داند که مرد
از چه سر بر سنگ می کوبد به درد
او همین سنگ است و از سرها سر است
سنگ روز سر شکستن گوهر است
تا چنین هنگامه سنگ است و سر
قیمت سنگ است از سر بیشتر !
روزگارا از توام منت پذیر
گوهر ما را کم از سنگی مگیر
+ نوشته شده در جمعه بیست و دوم دی 1385ساعت 22:30 توسط دامون ، دختر آرام مهتاب |